المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٣٨ - منصرف شدن اسماء غير منصرف در مورد ضرورت و رعايت تناسب آيات با هم
اسم غير منصرفى كه منقوص باشد در اعرابش از « جوار » تبعيّت مىكند.
شارح گويد:
بنابراين پس از حذف ياء در حال رفع و جرّ تنوين گرفته مشروط باينكه علم نباشد مانند: اعيم كه در حال رفعى و جرّى مىگوئيم:
جائنى اعيم و مررت باعيم.
حكم « اعيم » تصغير اعمى است كه در اصل « اعيمى » بوده و چنانچه ملاحظه مىكنيم اين كلمه منقوص است لذا در حال رفع و جر جريائش را حذف كرده و پس از آن با تنوين ذكرش مىكنيم.
و همچنين است اگر علم باشد كه به عقيده سيبويه همچون غير علم بوده و حكم آن در اين جارى است نظير قاضى كه آنرا براى زن علم قرار داده باشند.
يونس و عيسى و كسائى در علم اين حكم را نپذيرفته و با ديگران به مخالفت برخاستهاند لذا ياء را به حالت سكون در حال رفع و به حالت مفتوح در حال جرّ همچون حال نصب ثابت دانستهاند و دليل ايشان قول شاعر است كه گفته:
|
قد عجبت منّى و من يعيليا |
لمّا رأتنى خلقا مقوليا |
يعنى: به تحقيق تعجّب كرد آن زن از من و از يعلى زيرا ديد مرا پريشان و هراسان و شتاب كننده در امر خود.
شاهد در « يعليا » است كه در حال جرّ ياء آن ثابت مانده و فتحه گرفته است و الف علامت فتحه آن مىباشد.
شارح گويد:
استدلال ايشان تمام نيست و به بيتى كه ذكر شد نمىتوان استشهاد نمود زيرا ثبوت ياء مفتوحه در حال جرّى در اين بيت از باب ضرورت شعرى است كه جائى براى استدلال بآن نمىباشد.
منصرف شدن اسماء غير منصرف در مورد ضرورت و رعايت تناسب آيات با هم
مصنّف گويد:
اسم غير منصرف بجهت اضطرار يا رعايت تناسب منصرف استعمال مىشود.
شارح گويد: